
شما شاهدید من نوشتم اما درد جامعه رو نوشتم از سیاست زدگی و منجلاب سیاست متنفرم .
من فقط مردمم رو دوست دارم و فقط قطره ای از دریای مصیبت مردم خوب ایران اسلامی رو به بعضی بی آز و درد ها گوشزد میکنم .
گفتم که الف گفت دگر هیچ مگو درخانه اگر کس است یک حرف بس است

«دين گريزي جوانان را قبول ندارم و به عقيده من جوانان از تعريفي از دين مي گريزند که از دل آن استبداد و سلب آزادي هاي مشروع بيرون مي آيد.»
«اولين نوع، گريز دانشجويان و دانشگاهيان است که برخي برداشت ها از دين را نمي پذيرند و قبول نمي کنند که برخي مسائل منسوب به دين باشد.»
نوع دوم، گريز عده اي نا آگاه است که به خاطر پاره اي از فشارها و تنگناها فکر مي کنند با روگرداني از دين اوضاعشان بهتر مي شود که البته چنين دين گريزي هايي مقطعي است.»
بدبيني به اسلام به خاطر خطاي عده اي در قول و عملشان است، «به عنوان مثال، وفاي به عهد امري واجب در اسلام است و تمام آنچه حکومت با مردم قرارداد مي کند نيز از جنس عهد است، پس يا نبايد به مردم وعده اي بدهيم يا اگر مي دهيم واجب است به آن عمل کنيم و اگر نتوانستيم، دلايل ناتواني خود را مي بايست تشريح کنيم که اگر نکنيم، حرام شرعي است.»
جوانان از تعريفي از دين که در آن مخالفين مشرک خوانده مي شوند گريزانند، «در حال حاضر آگاهي ديني مطلوبي در سطح جامعه شکل گرفته است و بذري که امام خميني سلام الله عليه کاشتند در حال ثمر دادن است.»
به سادگي نميتوان گفت: نسل جوان ما دين گريز و احيانا دين ستيز هستند! اينان نسبت به واقعيات موجود جامعه، ديدگاههاي متفاوتي دارند و چه بسا بخشي از آن ديدگاهها و نارضايتيها، وارد باشد؛ ولي ممكن است، برخي از جوانان با توجه به شرايط محيطي و خانوادگي, از روند نارضايتي بيشتري برخوردار باشند و بعضي از نارساييها را ناشي از قوانين ديني بدانند ودر نتيجه اشكالات خويش را متوجه دين بكنند. البته كارآمدي دين بحثي است و كارآمدي برخي از مديران بحث ديگر.اشكالات آنان نه به اصل دين، بلكه به مديران و كارگزاران بر ميگردد.
عوامل تضعیف معیارهای دینی جوانان
*روند تغيير ارزشها؛ پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران باز سازي كشور، مدلي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي در پيش گرفته شد كه اين مدل موجب بروز تضادهاي ارزشي و فاصله گرفتن جامعه از شاخصهاي مطلوب گرديد؛ به گونهاي كه توسعه، نتايجي از قبيل تغيير ارزشها را نيز در پي داشت. توضيح اينكه اقدامات اقتصادي ـ نظير تغيير نرخ ارز و تورم ـ موجب كاهش درآمد واقعي و قدرت خريد مردم گرديد. همچنين با ابزار مختلف (واردات، تبليغات، مراكز تجاري و ...) فرآيند قوي توليد نياز در مردم، در پيش گرفته شد. در نتيجه سطح نيازهاي غالب مردم بالاتر از سطح درآمدشان قرار گرفت و مردم در ارضاي نيازهايشان, با موانع اساسي روبه رو شدند. از آنجا كه درآمد واقعي نيز كاهش يافت، دستيابي به درآمد بيشتر و پول بيش از حد معمول، با ارزش شد. از طرف ديگر، عواملي مانند نمايش ثروت قشر بالا و تسهيلاتي كه براي قشر بالا فراهم آمد، گرايش بارز مديران دولتي به تجملات و ظواهر و تغيير فضاي كل جامعه، موجب شد كه مردم ارزشهاي جديد را تأييد شده (هنجار) و جستوجوي پول براي ارضاي نيازهاي جديد را درست و مشروع ببينند!
*مشكلات پس از انقلاب (مانند جنگ و توجه به مسائل امنيتي و دفاعي و...) كه نتيجه طبيعي آن، فقدان برنامهريزيهاي دقيق و كارشناسي شده براي نهادينه سازي و تثبيت ارزشها و معارف اسلامي است وتبليغات سوء دشمنان و ايجاد و القاي شبهه دربارة دين كه گاهي بيپاسخ مانده و در ذهن برخي جاي گرفته است.
*روشهاي نادرست در آموزش ديني در دوران كودكي و نوجواني؛ برخي از رفتارها و برخوردهاي ناصحيح و مخالف شرع در بيان احكام شرعي، موجبات بدبيني عدهاي از افراد ـ به خصوص جوانان ـ را فراهم آورده است.
*گرايش به سوي تمايلات و هواهاي نفساني، خواستههاي نا به جاي برخي و ناهنجاري عاطفي و رواني آنان و بيبند و باري و گرفتاري در انواع دامهاي شيطاني و... موجب شده كه بسياري به سستي و فساد و راحتي و سودجويي و... روي آورند و التزام به دين و چهارچوبهاي ديني را مزاحم خود ببينند. چنان كه در قرآن كريم درباره مهمترين عامل رويگرداني از توحيد و معاد آمده است: « بَلْ يُريدُ اْلإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ » بلكه انسان ميخواهد راه فساد را پيش روي خود باز كند. قيامت(75)، آيه 5
*ناكارآمدي برخي از مديران جامعه در اجراي برنامههاي اعلام شدة حكومت ديني، و بيپاسخ ماندن نيازهاي اوليه اجتماعي جوانان (ازدواج، اشتغال، مسكن و...).
*عدم توزيع عادلانه امكانات و فرصتها در برخي از ادارات و دستگاههاي كشور و.....

لذا بايد مسئولان تأثيرگذار در اين مراکز, درگزينش اساتيد ومديران دانشگاه دقت ونظارت کافي داشته باشند ودر غني سازي متون آموزشي متناسب با نيازهاي جامعه و ارزشهاي اسلامي همت گمارند. از طرف ديگر به شدت بايد مواظب خطر دگرگوني در هويت فرهنگي و گرايشهاي نسل جوان بود. يكي از خطرات جدي فرهنگ مهاجم غرب, اين است كه جوانان را چنان به سوي تمايلات شهواني و آزاديهاي جنسي سوق ميدهد كه اساسا گرايش به دين و ديانت در آنان رنگ ميبازد و ديگر براي آنان حق و باطل چندان اهميتي ندارد.
از اين رو بايد در کنار کار فرهنگي، با عوامل شبهه افكن داخلي دشمن، از قبيل روزنامهها و گروههاي معاند, برخورد قانوني داشت واجازه مسموم نمودن فضا ،امنيت وسلامت فکري ورواني جامعه را به آنها نداد. علاوه بر اين تقويت و کارآمدي دستگاههاي قضايي و انتظامي در مقابله با باندهاي فساد و اشراري كه سعي در گسترش فساد، اعتياد و بزهكاري در ميان جوانان دارند, از اهميت ويژه اي برخوردار است.
در کنار راهکارهاي ياد شده، تلاش براي اثبات عملي کارآمدي نظام اسلامي در تمامي زمينهها ودر نتيجه برطرف كردن معضلات و مشکلاتي که نسل جوان با آن مواجهاند از قبيل ازدواج، مسکن، اشتغال، امکانات علمي وتفريحي و... تا حدود بسيار زيادي ميتواند عوامل دين گريزي جوانان را از بين برده وآنان را مجذوب دين نمايد.
البته با توجه به شرايط وامکانات کنوني جامعه, فراهم كردن چنين بسترهايي زمان بر است؛ از اين رو بايد به طور جدي به حفظ خود و خانواده و اطرافيان پرداخت. البته حفظ ايمان و ارزشهاي آن در محيط نامساعد، بسي دشوار است؛ ولي ارزش افزونتري دارد. خداوند در سوره «تحريم» نمونهاي را براي اين گونه افراد يادآوري مينمايد. خداوند براي مؤمنان، آسيه همسر فرعون را مثال و نمونه ميآورد؛ هنگامي كه از شوهرش بيزاري جست و عرضه داشت: خدايا! من از قصر فرعون و زيورهاي دنيوي گذشتم و تو خانهاي در بهشت براي من بنا كن و مرا از شر فرعون و كردارش و قوم ستمكار نجات بخش.
حفظ ارزشها در محيط مناسب و مساعد هنر نيست؛ هنر آن است كه در تندباد ضدارزشها، اخلاق و معنويت مطرح شود.
همچنين با عمل به سفارشهاي زير و گسترش چنين برنامههايي در سطح جامعه, ميتوان بر ناهنجاريها و گريز از دين غلبه كرد:
1. سعي و كوشش در انجام وظايف و واجبات ديني,
2. خواندن نماز با حضور قلب و در اول وقت,
3. گرفتن روزه مستحبي به ويژه دوشنبه و پنجشنبه,
4. تلاوت قرآن بويژه بعد از نماز صبح,
5. تأمل و انديشه در آيات قرآن,
6. حتي المقدور سعي در خواندن نماز شب,
7. سحر خيزي،
8. شركت درورزشهاي فردي و دسته جمعي,
9. تنظيم برنامه براي تمام شبانه روز و پر كردناوقات فراغت با برنامههاي صحيح و سودمند,
10. شركت در فعاليتهاي مذهبيو اجتماعي,
11. پرهيز از نگاه نامشروع به افراد نامحرم.
12. كنترل افكار و نينديشيدن به صحنههاي شهوت انگيز.
13. به ياد خدا بودن درهمه اوقات
14. عدم معاشرت و دوستي با افراد منحرف و فاسد, همان ص 139
15. انتخاب دوستان مؤمن و سالم.
16. تقويت مباني ديني وعقيدتي خود از طريق مطالعه کتابهاي معتبر و مفيد و يا شرکت در نشستهاي علمي مذهبي و...
|
حقوق اين
وبلاگ محفوظ است و كپي از آن تنها با ذكر نام مجاز مي باشد |