تبليغاتX
حرفای در گوشی

پيام مدير


شما شاهدید من نوشتم اما درد جامعه رو نوشتم از سیاست زدگی و منجلاب سیاست متنفرم .
من فقط مردمم رو دوست دارم و فقط قطره ای از دریای مصیبت مردم خوب ایران اسلامی رو به بعضی بی آز و درد ها گوشزد میکنم .
گفتم که الف گفت دگر هیچ مگو درخانه اگر کس است یک حرف بس است

امكانات وبلاگ

اين صفحه را صفحه خانگي خود كنيد    ارسال نامه به مدير    اين وبلاگ را به علاقه مندي هاي خود اضافه كنيد

گفتگوی آنلاین

  RSS  

لوگوي ما


لوگوي دوستان

فوتبال حرفه ای

سایت ایران سهراب

یکی از پربیننده ترین سایتها ایران سهراب است با یک کلیک از این سایت پر محتوا میتوانید دیدن کنید.

خوابی به سرم زده بود.  با کلافگی لباس پوشیدم و به سرعت از در خانه بیرون آمدم و همان طور بی هدف در کوچه ها قدم می زدم که جسم برجسته و متحرکی نظرم را جلب کرد. فکر کردم که یک گربه است اما وقتی نزدیکتر شدم بدن یک انسان مچاله شده را دیدم.من با دو دست لباس کلفت و کاپشن، تا بن وجودم احساس سرما می کردم پس چطوری یک انسان آن هم فقط با یک لباس نازک و پاره می تواند در هوای دو درجه زیر صفر  ، آن هم فقط روی یک کارتن نازک روی زمین خوابیده باشد.

  ده دقیقه ای که در کنارش نشستم تمام دندان هایم به هم می خورد و سرما تا عمق استخوان هایم رفته بود به همین خاطر به سرعت به خانه برگشتم و سریع به زیر پتو رفتم. دم دمای صبح با صدای همهمه ی مردم و آژیر اورژانس بیدار شدم. به سرعت خود را به کوچه رساندم و هنگام عبور از میان جمعیت این زمزمه ها گوشم را آزار می داد، طفلکی چقدر جوون بوده، حتما معتاد هم است و دیگر گوش هایم هیچ نمی شنید.

 کارتن خوابی ، معضل یا پدیده!

چهار سالی می شود که کارتن خوابی به یکی از مهمترین مشکلات جامعه تبدیل شده است و در فصل سرما شاهد خزان زندگی هموطنانمان هستیم.با شروع فصل سرما، کارتن خواب ها سوژه داغ رسانه های زرد و آبی و سرخابی می شوند. "کارتن خوابی بر اثر سرمای دیشب جان باخت"، "کارتن خواب ها جمع آوری می شوند" و هزاران دست از این اخبار که بارها شنیده و خوانده ایم.

تا چند سال پیش کارتن خوابی، یک پدیده و مشکل اجتماعی محسوب نمی شد اما وقتی در شب های برفی و یخبندان سال 82 عده ای کارتن خواب بر روی آسفالت های سخت خیابان شهرمان یخ زدند آن وقت کارتن خوابی نیز یکی از دغدغه های مهم در جامعه محسوب شد. رسانه ها سر و صدا راه انداختند، مسئولان دستگاه های مختلف طرح دادند و جلسه پشت جلسه بود که برای این معضل اجتماعی برگزار می شد،البته کارهایی هم صورت گرفت اما با گرم شدن هوا، همه چیز به دست فراموشی سپرده شد و وقتی که دوباره شش ماهی گذشت و دمای هوا تغییر کرد، روز از نو و روزی از نو، دوباره سر و صداها و اختلافات شروع شد و هر کدام از دستگاه های مجری زیر بار ساماندهی این بنده های خدا نمی رفتند و آنها را به یکدیگر پاس می دادند.

 شهرداری به بهزیستی ارجاع می داد و بهزیستی به نیروی انتظامی، نیروی انتظامی به کمیته امداد و کمیته امداد به شهرداری و به همین صورت این چرخه می چرخید و در این میان ، کارتن خواب ها مثل دانه برف کم جانی که به محض رسیدن به زمین آب می شوند، جان خود را از دست می داد. تا اینکه بالاخره شهرداری دست به کار شد و گرمخانه هایی را برای سروسامان دادن به کارتن خواب ها دایر کرد.

 علی یکی از کارتن خواب هایی است که تحت مراکز حمایتی قرا دارد . او می گوید: اگر ماموران نیروی انتظامی به دادم نرسیده بودند مطمئنا من مرده بودم. کارتن خوابی یکی از وحشتناک ترین نوع زندگی است که امیدوارم هیچ کسی حتی برای یک شب هم این نوع زندگی را تجربه نکند.من خیلی آدم خوش شانسی هستم که به این مرکز منتقل شده ام و جزء 90 درصد کارتن خوابی نیستم که قبل از اینکه کسی به دادشان برسد، زندگی خود را از دست می دهم.

 از کارتن خواب ها نمی توان آمار صحیحی به دست آورد زیرا این افراد یک جا بند نمی شوند و به محض اینکه آسفالت گرمتری را کشف کنند، جایشان را به سرعت تغییر می دهند.

 به هر حال زمستان آمده است ولی هنوز هم می توان کاری کرد برای کسانی که روزی مثل من و تو در کنار شوفاژ خانه ، بر روی مبل راحتی شان لم می دادند و فارغ از سرمای بیرون چای گرم را مزه مزه می کردند.

 

+| نوشته شده توسط مجید در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 14:13 
 
 

واقعیتهای آشکاروپنهان

سخن  گفتن یا نگفتن مساله این است.

تو خود حدث مفصل بخوان از این مجمل.

 

 

 

 

 

به امید زندگی کردن ونه زنده بودن برای همه پابرهنگان جامعه.

+| نوشته شده توسط مجید در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 13:55 
 
نمي‌خواهم بگويم در بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي تنهاييم، ولي دولت در بين كساني كه قدرت

دستشان است و مي‌توانند كاري بكنند در اين زمينه تنهاست، البته اين به اين معنا نيست كه ما

ايستاده‌ايم و فقط نظاره مي‌كنيم. همانطور كه گفتم ما مبارزه مي‌كنيم.

دكتر احمدي نژاد تنهاست چرا ؟ چون مرام و مسلك زندگي او و مشي او در دوران رياست جمهوري هيچ
 
شباهتي با حاكمان قبلي ندارد، زيرا تا جايي كه بتواند و سيستم اجازه دهد بر خلاف جريان هاي اصلي
 
 قدرت حركت مي كند.
 
 
بدون اجازه مجلس از پول نفت استفاده نمي‌كنيم .
 
ببينيد! دولت نمي‌تواند خارج از مصوبه‌ مجلس از درآمدهاي نفتي استفاده كند. وقتي قيمت نفت بالا مي‌رود، تبعاتي نيز در اقتصاد ما به جا مي‌گذارد و اين طور نيست كه وقتي قيمت نفت بالا مي‌رود پول حاصل از نفت را دولت استفاده مي‌كند.

 دولت براي استفاده از درآمدها بايد اجازه مجلس را داشته باشد و بدون اجازه‌ مجلس نمي‌تواند اين درآمدهاي نفتي را تزريق كند.ببينيد! دولت نمي‌تواند خارج از مصوبه‌ مجلس از درآمدهاي نفتي استفاده كند. وقتي قيمت نفت بالا مي‌رود، تبعاتي نيز در اقتصاد ما به جا مي‌گذارد و اين طور نيست كه وقتي قيمت نفت بالا مي‌رود پول حاصل از نفت را دولت استفاده مي‌كند.

 دولت براي استفاده از درآمدها بايد اجازه مجلس را داشته باشد و بدون اجازه‌ مجلس نمي‌تواند اين درآمدهاي نفتي را تزريق كند.

 

 

 
 
 
 
 
 
 

((تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل))

 
+| نوشته شده توسط مجید در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 0:47